درباره نوشتن

نوشتن به مثابه تولید، یا انتقال چیزی از دنیای درون به بیرون. برای کسی با شهوت زندگی، اینطور که من دارم، تولید بخش بزرگی از تجربه زیستن و بودن ست، چیزی که به راحتی نه قابل چشم پوشی ست و نه ساده انگاری. تولید، نماد آن اضطراب جاودانگی ست، نماد چنگ انداختن به ته مانده های زندگی و متصل ماندن به جوهر بودن. لازمه چنین نوعی از نوشتن محرمانگی و گسستن کامل نام از متن است و همین جا خود متن دچار تناقض وجودی می شود، متنی که خوانده نمی شود.

،نوشتن، بالاخص وقتی اینچنین درهم تنیده با اصل بودن ست، مسئولیت بزرگی به گردن دارد. این چنین نوشته ای اگر حقیقتا به این جوهر وفادار بماند، زندگی را همانطور که تجربه شده و زیسته شده ثبت می کند و آن را از تخیلات و رویاها به دنیای قابل مشاهده و تحلیل متن فرو می کاهد. چندین بار فروکاهیدن در جمله قبل را پاک کردم و دوباره نوشتم. هر بار پرسیدم که کدامیک برتر است، نوشته ای که جاودانه ست یا تجربه ای چنان اصیل که لحظه ای بوده و برای همیشه دست نیافتنی شده ست؟

بیان دیدگاه